................ |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||
باباجون عزرائيل چطوري جون آدم رو ميگيره؟ هيچ كاري نداره, مياد دست آدم رو ميگيره ميبره مطب يكي از اين دكترها ...................................................... مهمان آهسته به پسر صاحبخانه: پسرجون شماها كي ناهار مي خورين؟ مامانم گفت هروقت شما رفتين ...................................................... بچه: بابا, هواپيماي به اين بزرگي رو چطور مي دزدند؟ پدر: اول صبر مي كنند بره بالا, كوچيك كه شد بعد مي دزدنش ...................................................... به يه بابايي ميگند : شنيدي رئيسِ بهشت زهرا رو گرفتند؟ ميگه نه! واسه چي؟ ميگند: آخه سئوالهاي شب اول قبر را لو داده ....................................................... دو تا دروغگو داشتن از كنار يك كوه رد مي شدن يكي به ديگري گفت : اون مورچه را ميبيتي كه بالاي اون كوهه ؟ اون يكي هم گفت كدوم يكي را مي گي؟ اون يكي را گه چشمش بازه يا اون يكي كه چشاش بسته است؟ ........................................................ به غضنفر ميگن با اتوبوس جمله بساز ميگه اتو بوس کردم لبم سوخت ........................................................ به غضنفر ميگن با فرشاد يه جمله بساز ميگه: روح غضنفرشاد ........................................................ به غضنفر ميگن: با كيبورد يه جمله بساز. ميگه: بازي ايران و آمريكا رو كي برد؟؟؟ ......................................................... در تيمارستاني ميخواستند ديوونه ها رو امتحان كنند, زير چراغي يك ميز گذاشتند و روي آن مقدار زيادي روغن ريختند و ازشون خواستند يكي يكي بروند روي ميز و چراغ رو عوض كنند ......................................................... روزي معلم به شاگرد ميگه : پنج تا حيوان درنده نام ببر. شاگرده ميگه : دو تا ببر سه تا شير نظرات شما عزیزان: |
قالب های نازترین جوک و اس ام اس زیباترین سایت ایرانی جدید ترین سایت عکس نازترین عکسهای ایرانی بهترین سرویس وبلاگ دهی وبلاگ دهی LoxBlog.Com
|